آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, January 6, 2008
Little Children رو که میديدم ياد فيلمای مشابهی افتادم مثه Unfaithful, Falling in Love, Story of us, The Bridges of Madison County و لابد خيليای ديگه. دقت کردی که تو همهشون يه رابطهی لانگترم و نرمال وجود داره که يه جايیش يه ايرادی داره. مثلن رابطههه بورينگه يا آقاهه خانومه رو داره درک نمیکنه يا هر چی. بعد يه affairی اين وسط اتفاق ميفته که خيلی هوسانگيز و پرفکت و سوئيته، اما در نهايت ته فيلم آدما دوباره برمیگردن سر خونه زندگیشون!
بعد درسته که اون رابطه موقتیها کلی هيجان دارن و به زندگی طعم و بو میدن، اما نمیدونم چرا ته دلم حق میدم به آقا فيلمنامهايه که آدمای فيلم رو برگردونه سر خونه زندگی يکنواختشون! الان که دارم مینويسم، حتا خودم هم ته دلمو درک نمیکنم ها، اما خوب داره حق میده به آدما و من هم دارم حق میدم بهش! ازين فيلما گذشته، عين همين موضوع رو من به عينه تو زندگی خودم و آدمهای دور و برم هم ديدهم. و نمیدونم چرا خوشم نمياد که تأييد کنم اين اتفاق رو، اما به طرز صرفن حسیای دارم درک میکنم اين سيستم رو. |
:D