آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, June 1, 2008
از من میپرسيد چرا آن قسمتها که از شکسپير برای رفيق همسايه خوانديد در او اثر نکرد و هاج و واج به شما نگاه کرد؟ برای اينکه در نظر او هيچ چيز تجسم نيافت. و اين علت دارد. ملت ما ديد خوب ندارد. عادت ملت ما نيست که به خارج توجه داشته باشد، بلکه نظر او هميشه به حالت درونی خود بوده است. در ادبيات و به همپای آن در موسيقی، بيان میکنند، نه وصف.
... همسايهی عزيز من! نگوييد چرا نمیفهمند، بگوييد چراعادت به ديدن ندارند. بگوييد از چه راه ما ملت خودمان را به ديدن عادت بدهيم. در ادبيات ما اين حکم يک شالودهی اساسی را دارد. ... عمده اين است که طرز کار عوض شود و آن مدل وصفی و روايی را که در دنيای باشعور آدمهاست، به شعر بدهيم. ... آنچه وسعت دارد، پوشيده است. برای نظرهای عادی، «پيچيده» مبهم و گنگ به نظر میآيد؛ اما نظرهای عادی هم اگر ورزش کنند عوض میشوند. حرفهای همسايه---نيما يوشيج پ.ن. به نظرم حيفه اين کتاب کمصفحهای رو نخونه آدم. اونجا که داره از قافيه حرف میزنه يا از بهکارگيری لغات و ترکيبهای جديد يا آدمهايی که ظرفشون کوچيکه و سرريزشون زياد. خلاصه که کلی «کيارستمی» بوده تو زمان خودش. |
|
Comments:
من این کتابو چجوری می تونم گیر بیارم؟ :( اصلا هیجا پیدا نمی شه ... واقعا لازمش دارم
Post a Comment
|