غير از تعميرگاههای مجاز هيچ چیزی در اين دنيا مجاز نيست.
من الان آخه نصف شب است. من الان آخه توپم پر است از سياهی، قهوهای، زرشکی و جگری. من الان آخه بدون کوچکترين زرد و سبز و آبی در درون، خطاب به جمعيتی پر از انفرادی و فرديتی بیزوج بیآنکه مخاطبی رو به روم باشد در شبی که کمی عجيب و کمی چرت و کمی پلاستيکی است مینويسم.
اسم اين چيزها بيشتر از آن که نوشتن باشد بالا آوردن است احتمالن. فعلن دلم به اندازه هزار و يک قاطر خونه گرفته است.
من الان آخه نصف شب است. من الان آخه توپم پر است از سياهی، قهوهای، زرشکی و جگری. من الان آخه بدون کوچکترين زرد و سبز و آبی در درون، خطاب به جمعيتی پر از انفرادی و فرديتی بیزوج بیآنکه مخاطبی رو به روم باشد در شبی که کمی عجيب و کمی چرت و کمی پلاستيکی است مینويسم.
اسم اين چيزها بيشتر از آن که نوشتن باشد بالا آوردن است احتمالن. فعلن دلم به اندازه هزار و يک قاطر خونه گرفته است.