آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, June 17, 2008
فکر کن پهن شده باشی روی تخت برای خودت دودها را کج و کوله ها کنی تو هوا.. يک دستی هم با انگشتانش رد ستون فقراتت را بگيرد از حوالی گردن همينجور تفريحکنان بيايد پايين.. بعد همانطور که حواست به دودهاست و در يک رخوت دلچسبی پراکندهای، يکهو حواست جمع شود فشار دستی که داشت پشتت را رصد میکرد فرق کرده.. انگار که دارد جنس پارچهای را برانداز میکند..
اوی، کرهبز، اينا جای ناخونای کيه رو تنت؟ خوب اينجور وقتها گاو نر میخواهد و مرد کهن، که بتواند حضورذهن و دست و پاش را از لابهلای ملافهها جمع و جور کند يک جواب درست حسابی بدهد.. که لااقل فرصت داشته باشد سيگار کذايی را تا ته بکشد، حالا تا دو سومش حتا.. جمعه که رفته بودم باغ، هی پشتم میخاريد، بعد هی دستم نمیرسيد پشتمو بخارونم، بعد تنهی درخت زياد بود، منم مجبور شدم ازشون استفاده کنم. بعد با خودت فکر کنی تنهی درخت بديهیتر و عقلانیتر است از اينکه آدم لای در تاکسی گير کرده باشد يا چهمیدانم، پشتش گير کرده باشد به پايهی ميز يا مثلن کاتر از روی مقوا سر خورده باشد و الخ. نتيجهی اخلاقی 1. قبل از س.ک.س ناخنهای پارتنرتان را چک کنيد. نتيجهی اخلاقی 2. بعد از س.ک.س به هر زحمتی شده پشتتان را در آينه چک کنيد. نتيجهی اخلاقی 3. اوقات فراغت خود را با جوابدادن به سوالهای غيرمنتظره پر کنيد. نتيجهی اخلاقی 4. در هنگام س.ک.س هرگز از روشنايی کافی برخوردار نباشيد. نتيجهی اخلاقی 5. در هنگام باغ، خود را با درخت نخارانيد. |
یادم باشه یکی از عادت های دوست داشتنیم رو ترک کنم
عادت دارم همیشه کمرم رو با تیزیه دیوار می خارونم
حیف شد خیلی این عادته رو دوست داشتم اما ممکنه واسم گرون تموم شه