آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, August 16, 2008
به قول اين رفيقمان یعنی میخواهید بگویید هنوز «وال- ئی» را ندیدهاید؟ رویتان میشود؟
یادتان باشد وقتِ تماشایِ «وال-ئی» حواستان به چشمهایش باشد. به آن دو حفرهی خالی که قدِ تمامِ دنیا جا دارند برای عاشقِ «ایوا» شدن. به کارستانی که پیکسار کرده در آن دو حفرهی خالی. که دنیا را نشانده در ذرهای. بیخود نیست که یاد گرفتهایم چشمها را از هم بدزدیم: در و دیوار، در و دیوار. حتا حواستان به برفپاککن چشمهايش هم باشد. حتاتر يادتان باشد آنجا که «ايوا» میرود توی کُما و «وال-ئی» پرستاریاش را میکند ببينيد شما را هم ياد آقای «تاک تو هِر» میاندازد يا نه؟ بعد ببينيد حواستان میرود پی اينکه انگار وقتی يکی از آدمهای رابطه توی کُما باشد، دست آن يکی آدم چههمه بازتر است برای انجام دادن دل-خواستههاش؟ برای شاخ و برگ دادن به خيالپردازیهاش؟ برای تصور کردن عکسالعملهای آن يکی آدم، همانجور که خودت دلت میخواهد؟ ديگر سفارش نکنمها. مال ما را که عجالتن مامانبزرگِ مربوطه بردهاند خانهشان دوباره ببينند، شما که فيلمتان دست خودتان است اما حواستان به اينهايی که گفتم باشد. ××× اينجا را هم بخوانيد خب. |
راستي؛ تنها كارتوني بود كه موقع ديدنش بغضم تموم نميشد