آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, September 24, 2008
يکوقتی قرار بود يکی بردارد بنويسد اين آيينهای پنهانِ جاری در گودر-خوانیها و جیميل-بازیها را. که چههمه ترتيب و پسوپيش دارند برای خودشان، چههمه قانون و سر و ته دارند بیکه کسی گفته باشد، نوشته باشد، به روی خودش آورده باشدشان اصلن. قرار بود يکوقتی يکی بردارد بنويسد از رسمالخط بیکلامِ اين گودرستان -حالا تو بگير مجازستان کلن- که چههمه مثل رنگ رخساره خبر میدهد از سِر درون آدمها و الخ. يکوقتهايی هم به کل برمیدارد مخاطب را میفرستد ترکستان بسکه میشود بازی کرد با اين سی و دو حرف کذايی. بسکه میشد بازی کرد/داد با اين يک خورجين کلمه. حالا لابد پسفردا يک چند واحدی هم «مَجاز-شناسی» و »انسان-و-وبلاگهايش» و «بگو چه شر میکنی تا بگويم کيستی» اضافه میشود ته سيلابسهای درسی اين رفقای روانشناسمان بسکه جای بحث و تحليل و تجزيه ترکيب دارد و بسکه به طرز مطلقی نسبیست و خطاپذير و قضاوتناپذير و الخ.
|
|
Comments:
new philosophy!
Post a Comment
|