آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, January 4, 2009
زندگیست ديگر
گاهی وقتها به اينجاهای قصه میرسد که ديگر هيچجوره نمیشود نوشتشان اينجا اينها را نوشتم که يادم باشد بماند که اين روزهای زندگیم را اين روزهای پر از خوب و کمی بد و پر از اتفاقات عجيب و پر از حسهای عجيبتر و تناقض و سوء تناقض و چه و چه را قرار نيست/نبايد بنويسمشان اينجا بايد بروند توی همان دفتر سياه بمانند همان جا همان پشت حيف. |
|
Comments:
حيف!!!نميشود ديگر!!! آدم هميشه بايد يك صندوقچه داشته باشد كه رازهاي زندگيش را بچپاند توش، هر چند خيلي از آنها آنقدرها هم راز نيستند، ولي نميشود گفتشان، ميل باكسم خاليست
Post a Comment
|