آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, January 28, 2009
زنهای دغدغهپرداز بافنده، مردهای بیدغدغهی بیکلاف، کلن؛ اين بود انشای من.
سر اين طرح/مشق آخريه، قرار شد ما دخترا از پی.او.ویِ. مردونه بنويسيم طرحو، و پسرا از پی.او.وی. زنونه. و قرارتر هم شد که اول يه ورژن بلايند بنويسيم، از روی حدس، دونستهها و الخ. بعد يه ورژن تحقيق شدهی قائل به واقعيت. خوب راستش اينه که نتيجه شاهکار بود. پروسهی پردازش دغدغههای ذهنی زنانه و مردانه چيزی بود در حد تفاوت سیپیيوی دوالکور با چه میدونم، فانکشن يه دیویدی پلير ساده. در اين حد که رسمن حسودیم شد به اين دیویدی پلير بودن ذهن مردانه. بیخود نيست که استاد، اينهمه کامپليمان میده رو طرحايی که توش ديتيل زنانه داره. اينهمه تأکيد میکنه که وقتی غريزی مینويسين درست و بیغلط مینويسين، که نترسين از خودتون بودن و جزئياتنگاری کردن و درون-گويی کردن. که میگه کم داريم نوشتههای اينهمه زنانه، اينجور دنيا رو و اتفاقها رو زنانه ديدن و زنانه نوشتن. که آقای ایگرگ وادارم میکنه چندباره بخونم اون سکانس آسانسور رو تا دختره برسه پشت در خونهی آقاهه. بسکه همون چند ثانيهی آسانسور چند پاراگراف طول کشيده و بسکه براش تازگی داره اينجور دغدغههای هيچوقت به زبوننيومده رو ديدن، خوندن. بعد حالا من که سر کلاس محترم و من که وقتندار و من که بیتمرکز، اما داشتم فکر میکردم چه پتانسيل طنز خوبی داره اين ماجرا، که يکی برداره تدوين موازی اين طرح رو بنويسه، با يه مقدار چاشنی تیآی. |
|
Comments:
Post a Comment
|