چیزی مثل خفگی . حالم بده . بد . نه نه به هیچ چیز دل خوش نکرده بودیم . امید آنچنانی هم نداشتیم . خودمان را هم گول نزده بودیم . اتفاقا همین وضع یا چیزی شبیه به آن هم از ذهن گذرانده بودیم که ممکن است تقلب بشود و ... چرا که از این قوم هیچ چیز بعید نیست با اینهمه اما حالم بده . یکروز گذشته و دنیا هم به آخر نرسیده ولی اصلا حالم خوش نیست
دنیا هم به آخر نرسیده ولی اصلا حالم خوش نیست