مساله اساسی تر از این حرف هاست. مساله همین بودن است. همین برای جه بودن است. چگونه بودن است. وقتی رجحان خلقت می شود علت بودن! برای چه بودن و چگونه بودن نیز باید از همین مبدا رجحان مایه بگیرد. مساله این است که ما از کمر به دنیا آمده ایم. در این ازدحام در این تنوع عصر ... بود و نبود ما زیر سوال نرفته که باقی زیر سوال برود. همین گونه بر اساس غریزه و استحسان و تقلید و تلقین و اجبار زندگی کردن ما را از این سوال اساسی وا داشته...
از اونجایی که از زور تبلی و به بهانه ی اینکه توی این شلوغ پلوغی اخه کی میره امتحان بده و اینا این چند روز ییهویی فهمیدم دانشگامون امتحانارو میگیره در حد بنز و بنده از اونجایی که هزار ساله تصمیم دارم بشینم ارشیوت رو بخونم و کلی با نوشته هات حال کنم و در راستای حفظ شئونات وبلاگ خونی همون با یه ماگ گنده شیر قهوه دقیقا از دیشب فهمیدم که الان وقت عمل به اون خواسته است نتیجه اینکه از شنبه 3 تا امتحان پشت سر هم دارم و من اول تمام ارشیوت رو باز کردم و به خودم قول دادم هر یه فصلی که از درسم خوندم ارشیو یه ماهتو بخونم خستگیم در بره. و کاملا درست فکر کردی اگر فکر کردی یه خورده قرارم تغییر کرد و هر یه سال ارشیوت رو که میخونم برای در کردن خستگی یه فصل از کتاب درسیمم میخونم. خیلی دوست داشتنم میاد با تو دخترک...اصلا چرا من اینقدر تورو میفهمم؟ دوستم میشی؟
راستی به یادت از دبی یک عالمه کیت کت خریدم و هر وقت در کمد زیر کتابخونمو که برای خودش کلی amir chocolate باز میکنم هی میای تو فکرم که هییییییییییییی کاش الان ایدا توی کمدم بود کیک بی بی میخرم هم همینطور دختر جون
آسمون بغضشو وا کرد امشب چون شنید: بابا...بشر...انسون...هی آدم نبرده... مرتیکه...پفیوز لامصب ... ما هم مردمیم آخه ... ما هم مردمیم ... ما هم مردمانیم ... ما هم...
مساله این است که ما از کمر به دنیا آمده ایم. در این ازدحام در این تنوع عصر ... بود و نبود ما زیر سوال نرفته که باقی زیر سوال برود. همین گونه بر اساس غریزه و استحسان و تقلید و تلقین و اجبار زندگی کردن ما را از این سوال اساسی وا داشته...
و بنده از اونجایی که هزار ساله تصمیم دارم بشینم ارشیوت رو بخونم و کلی با نوشته هات حال کنم و در راستای حفظ شئونات وبلاگ خونی همون با یه ماگ گنده شیر قهوه دقیقا از دیشب فهمیدم که الان وقت عمل به اون خواسته است
نتیجه اینکه از شنبه 3 تا امتحان پشت سر هم دارم و من اول تمام ارشیوت رو باز کردم و به خودم قول دادم هر یه فصلی که از درسم خوندم ارشیو یه ماهتو بخونم خستگیم در بره.
و کاملا درست فکر کردی اگر فکر کردی یه خورده قرارم تغییر کرد و هر یه سال ارشیوت رو که میخونم برای در کردن خستگی یه فصل از کتاب درسیمم میخونم.
خیلی دوست داشتنم میاد با تو دخترک...اصلا چرا من اینقدر تورو میفهمم؟
دوستم میشی؟
کیک بی بی میخرم هم همینطور دختر جون