آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, July 21, 2009
کاش خودمان نوشته بوديماش، لااقل!
ديدی بعضی پستها را نبايد خواند؟ نبايد ديد؟ نبايد به روی خود آورد اصلن؟ ديدی بهتر است آدم هی يادش نيايد يک چيزهايی؟ ديدی ناغافل رد میشوی از يک جای پَرتی و میبينی کلمهها را چيدهاند برای تو؟ میبينی چهجور برای چند ثانيه نفس توی سينهات حبس میشود و يک حس غليظی میپيچد توی سينهات؟ ديدی چه زمان میبرد که چشم برداری از صفحه، چشم برداری از آن کلمهها؟ بعد هی رد شوی و هی سرت را گرم کنی به هزار و يک کلمهی ديگر، اما همان يکی، همان يک نوشته هی تاب بخورد توی مغزت، هی هزارتا چيز بیربط و باربط بياورد همراه خودش. هی هی هی. داريم توی همچين دنيايی زندگی میکنيم. |
با خودم فکر کردم اگه واقعاً اينجوری باشه من بايد اين وبلاگ رو ايگنور کنم!
ولی نميشه به خدا!