آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, August 31, 2009
+ شما در فيلمنامه ملزم نيستيد همهی پسزمينههای وجوه شخصيت را تعريف کنيد. اما به عنوان نويسنده ملزم هستيد به همهی وجوه شخصيت آگاه باشيد. يعنی خودتان بايد اطلاعات صد در صدی داشته باشيد، اما ممکن است فقط ده درصد آن را آشکار کنيد.
+ اگر من به عنوان خالق، شخصيت الی را برای تماشاگر باز میکردم، چون اطلاعات تماشاگر بيشتر از آدمهای توی فيلم بود، بنابراين استدلال آنها را نمیپذيرفت. مجبور بودم دانستههای آنها و تماشاگر از الی يک اندازه باشد که هر کس استدلالی میکند، تماشاگر هم فکر کند شايد اين استدلال درست باشد. + امساک باعث میشود تماشاگر از کشف خودش لذت ببرد. اگر به تماشاگر اعتماد کنيم، تماشاگر اين را درک میکند. - من يک سلام لالهی شخصی اين وسط بگويم هم - + بحث فيلمنامه از نظر تماتيک نقد ارزشگزاری در جامعه است. اينکه آيا ما میتوانيم به راحتی در مورد آدمها قضاوت کنيم يا نه؟ وقتی به دليل حضور در يک موقعيت، نظرمان با نظر يک ساعت قبل فرق میکند، تا چه ميزان ارزشگزاری کار درستی است؟ فيلم به روشنی میگويد موقعيت بيش از آدمها اهميت دارد. گفتوگو با اصغر فرهادی -- ماهنامهی فيلمنگار |
|
Comments:
Post a Comment
|