آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, August 5, 2009
قورباغهها دندهعقب نمیروند يا هر کسی کو دور ماند از اصل خويش
پروژهی امسال استخرم قورباغهی دندهعقب بود، اما بالاخره متوجه شدم که قورباغهها اصولن برای دندهعقب رفتن ساخته نشدهن و فوقش بتونن يه متر و نيم رکورد بزنن، بعد با شيکم فرو برن تو آب. اما عوضش چند بار عرض استخر رو غلت زدم روی آب، ازينور تا اونور. بعد ديدی يه چيزايی جزو ذات آدمه، نچرالی انجام میديش، بیکه بخوای بهش فکر کنی يا روش تمرکز کنی؟ مث دنده عوض کردن، مث راه رفتن رو لبهی جدول، مث بو کردن گردن تو، مث دست و پای شنای قورباغه. بعد ديدی چه مکانيسم خودبهخودی اتفاق ميفته اين وسط؟ هيچ ازت انرژی نمیبره. هيچ ذهنت رو درگير نمیکنه. مث نفس کشيدن، مث خواب ديدن، مث خواب تو رو ديدن. اما کافيه بخوای زيادی توش خورد بشی، زيادی روش زمان بذاری. کافيه بخوای فکر کنی بو کنم يا گاز بگيرم؟ کافيه بخوای برخلاف ذاتت رفتار کنی و ادای پروانه رو در بياری. کافيه به سرت بزنه عين همون شنا رو شبيهسازی کنی و دندهعقب بگيری. با شيکم فرو میری تو آب، با کله میخوری تو ديوارِ رابطه. میخوام بگم يه جاهايی نبايد مکث کرد. نبايد نشست دودوتاچارتا کرد. نبايد هی فکر کرد و کنکاش کرد و تحليل و ترکيب کرد. يه جاهايی بايد به غريزهت اعتماد کنی، بايد بیفکر بری جلو. بايد همينجوری سُر بخوری و بدونی ماهيچههای تنت خودشون بلدن نگهت دارن رو آب، چه بخوای چه نخوای. حالا اگه اين اصل ذات قورباغهست و پروانه نيست، خوب همينيه که هست ديگه. تعارف نداريم که. يه وقتايی يه جاهايی يه جورايی هست در زندگانی، که آدم آهو نمیشه، غصه هم نداره. |
Pedram
یعنی کارت درسته ها
پ.ن: نه من که تا الن هزار سال بود کامنت نذاشته بودم و نه الان که هی کامنتم می یاد...خدا، یکی آنتی-هیستامین بده به من که این کامنت-ریزیم بند باد محض رضای خدا