آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, September 11, 2009
عصيان اِما برخاسته از يک اعتقاد است و آن ريشهی همهی اعمال اوست: من از سهم خود خرسند نيستم، آن پاداش پا در هوای آسمانی به درد من نمیخورد، میخواهم زندگیام همينجا و هماکنون به تمامی تحقق پذيرد.
بیگمان در ژرفای اين سرنوشتی که اِما آرزو میکند، غولی هولناک نهفته است، خاصه آنگاه که اين سرنوشت سرمشقی برای ديگران و هدف مشترک انسانها گردد. اِما نمونه و مدافع آن جنبه از انسانيت ماست که کم و بيش همهی اديان، فلسفهها و ايدئولوژیها بیرحمانه انکارش کردهاند و چيزی از آن ساختهاند که مايهی شرم بنیآدم شده. همان مُحرماتی که در روزگار اِما بوواری وجود داشت امروز نيز بر فراز سر ما میچرخد (و در اين مورد راست و چپ با هم توافق دارند و در کنار هم برای تحميل اين محرمات تلاش میکنند)، و اين همان باورهايیست که حق لذت بردن و حق برآوردن تمنا را از مرد و زن دريغ داشته. داستان اِما داستان عصيانی کور و نوميدوار در برابر قهری اجتماعی است که اين حق را سرکوب میکند. عيش مُدام -- ماريو بارگاس يوسا |
|
Comments:
Post a Comment
|