حالا زن و مردش مهم نیس ولی دوست ، دوستی ی صمیمی اینقدر آسونه که میشه بود اونم با چند تای دیگه؟ اصلن دوست صمیمی هم پیشکش ، همون دوستی ی خالی خالی . یعنی به این فراوونی ی ؟ چند تا چند تا !!؟
موافق نيستم...شايد توي ايران بود اعتماد نمي كردم ولي اين جايي ها وقتي بگويند دوست يعني دوست...هم خانه ي خودم هم يك پسر هست ولي با هم صرفان دوستان خوبي هستيم ..فقط دوست...و دوست پسرم هم دوستان زن زيادي دارد ....مهماني ها و رسم هماي خودشان را دارند و من هم با ايراني ها....مزاحم هم نمي شويم و در كمال اعتماد زندگي مي كنيم.
با تمام قلبم و تجربیاتم موافقم. ولی کاش منطقم هممیتوانست قبول کند. بعد آن وقت تمام مردان و پسرانی که دوستان و دوستان صمیمی من هستند هم برای بقیه قابل اعتماد نباید باشند...گیجم ولی دلم موافق است
به زار یه کم روشنفکر بشم اما نه از اینا که حال ادم رو بد می کنند اگه بتونیم برای صمیمیتها کتگوری قائل شیم (چه مرد چه زن و در هر جایگاه یعنی مردی که زنش دوست مرد صمیمی داره و زنش و زنی که مردش روست زن صمیمی داره و مردش)اگه بتونیم به این مرحله برسیم خود به خود اون اعتماد پر رنگتر میشه مثل اینکه یه مرد بین دوست داشتن همسرش با دوست داشتنمادرش تفاوت قائل میشه هر دو رو بی شک عاشقانه دوست داره اما تو یه کتگوری نیست این دوست داشتن هم جنس نیستند...
اصلن دوست صمیمی هم پیشکش ، همون دوستی ی خالی خالی . یعنی به این فراوونی ی ؟ چند تا چند تا !!؟
دوست پسرم هم دوستان زن زيادي دارد ....مهماني ها و رسم هماي خودشان را دارند و من هم با ايراني ها....مزاحم هم نمي شويم و در كمال اعتماد زندگي مي كنيم.
اگه بتونیم برای صمیمیتها کتگوری قائل شیم (چه مرد چه زن و در هر جایگاه یعنی مردی که زنش دوست مرد صمیمی داره و زنش و زنی که مردش روست زن صمیمی داره و مردش)اگه بتونیم به این مرحله برسیم خود به خود اون اعتماد پر رنگتر میشه مثل اینکه یه مرد بین دوست داشتن همسرش با دوست داشتنمادرش تفاوت قائل میشه هر دو رو بی شک عاشقانه دوست داره اما تو یه کتگوری نیست این دوست داشتن هم جنس نیستند...