آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, November 29, 2009
برداشت يکم
اولين بار که ديدمش، به رفيقمون گفتم چه چشمای خوبی داره اين خانومه، چه نگاهشو دوست دارم، چه گرمه. دلم خواسته بود باهاش حرف بزنم، نزده بودم، نشده بود. دفعهی بعد اما نشسته بودم کنارش. با هم گپ زده بوديم. تماشا کرده بودمش. چشمها و نگاه و خطهای صورتش رو. يه گرمای سياهچشمی بود تو صورتش که دوسش داشتم. از هر دری حرف زدن و صميمی و بیتعصب از هر دری حرف زدنش رو دوست داشتم. فک کن نشسته باشی سر ميز، يه ميز مستطيل. حالا قطر مستطيل رو رسم کن. يکیشون نشسته اين سر قطر، يکیشون نشسته اون سر قطر. من؟ من حوالی يکی ازين دو نفرم. دستمو دراز میکنم سالاد بکشم تو بشقابم، گير میکنه به چندتا نخ نامرئی. به نخهای نامرئی رابطه. دستمو میکشم رو نخها. گرمن. دوست دارم همينجوری تکيه بدم عقب تماشا کنم ارتعاش اين تارهای نرم رو. اين آدمهای نرم رو. که چهجوری حواسشون به هم هست، ازين سر قطر تا اون سر قطر. که چه وقت و بیوقت ديالوگ دارن با هم، تو هر زمينهای. که چه صميميتِ خوشدستی هست بينشون. ازون پارتنرا که حضور هرکدوم برا اون يکی لذتبخشه، سنگين نيست، دستوپاگير نيست، باعث اصطکاک نيست. در مورد هر چيزی، ابسولوتلی هر چیزی میتونن با هم حرف بزنن، بیکه يکی بهخاطر حضور اون ديگری جلوی زبونشو بگيره يا خودش رو سانسور کنه. در مورد هر چيزی حرف میزدن با هم، بیکه يکی فکر کنه اون ديگری حوصلهی اين حرفا رو نداره يا اهلش نيست. میديدم اون فولدری رو که با هم شر میکردن، از در و ديوار، از خاطرات کلی گرفته تا ديتيلهای کوچيک و حاشيهای. بعد من عاشق اين حاشيهی امنيت آدمام تو روابطشون. عاشق اين همدلیهاشونم. عاشق اين با هم نَدار بودنهاشونم. عاشق اينم که بشينم لبخندای زيرپوستیشون به هم رو تماشا کنم. بیکه حواسشون باشه جانِ دلم گفتنهاشون به هم رو بشنوم. نگاههای مهربون گاه و بیگاهشون رو رصد کنم، اون لحنِ گرمِ شراکتشون رو، رفاقتشون رو. ازون رفاقتا که نخهای گرم نامرئیش گير میکرد به دستای آدم موقعِ کشيدنِ سالاد. |
بعد تو هم با صداي بلند بگي كه: آره خوب.همه يهو نگات كنن به صورت لانگ شات.
درسته كه امروزه ميگن احساس بايد ابراز بشه ، دوستت دارم ها بايد گفته بشه ، ولي نميدونم چرا فك ميكنم همون نگفتن دردسرش كمتره . با اين بهانه كه : سخن عشق نه آنست كه آيد بزبان !
يا شايد چون خودمون نميتونيم درست حرف بزنيم و ابراز احساسات بكنيم ، فكر ميكنيم اينجوري بهتره . نميدونم .