آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, November 30, 2009
daughter and blah blah
يه وقتايی آدم يه سری حماقتا میکنه در زندگانی، رسمن جبرانناپذير، بیکه بدونه چی در انتظارشه. بعد، ده سال بعد، يههو میرسه به جايی، که حاضره آگاهانه و با اِشراف کامل به غلطی که داره میکنه، دوباره حماقته رو مرتکب بشه، با اينکه میدونه چی در انتظارشه. اين وسط چی عوض شده؟ آدمی که اون سرِ رابطه وايستاده. میخوام بگم يه همچين آدمِ سودايیِ خطرناکیام من. يه همچين آدمِ سودايیِ خطرناکی میسازی از من. برو عقب يهکم، داری ازم میترسونیم. |
بزن که ساز دل ما ...
نه بیخیال
فقط بنویس
هِی بنویس!