آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, November 23, 2009
برويد اينجا و به پروسهی آفرينش يک اثر هنری کمک کنيد، مخصوصن که اثریست غذا-محور و فيلان.
سئوالهای سختی هم نیست: یک: اهلِ صبحانهخوردن هستید اصلاً؟ نانوپنیر و کره و مُربّا احتمالاً؟ نیمرو و اُملت؟ کرانچی و شیر؟ شیرینی با چای؟ یا چیزی دیگر؟ دو: بین دور و بریها، دوست و آشناها، فَکوفامیل، مردها بیشتر آشپزی میکنند یا زنها؟ یعنی کی بیشتر از بقیه وقتش را در آشپزخانه صرفِ پُختوپز میکند؟ سه: اگر کسی از اهالیِ خانه (قاعدتاً خانهای که دستکم دونفر در آن زندگی میکنند) قبل از وقتِ ناهار، یا شام، گرسنهاش شد، خودش دستبهکار میشود و غذایی چیزی میپزد و خودش را سیر میکند، یا صبر میکند آشپز خانه، بالأخره، چیزی تدارک ببیند؟ چاهار: تنوع غذاها در خانهی خودتان، یا دور و بریها چهجوریست؟ کسی برنامهی غذایی دارد احیاناً؟ که مثلاً شنبه این غذا را بخوریم و یکشنبه اینیکی را و...؟ یا هروقت هرچی بود و آماده شد میخورید؟ پنج: میانهتان با غذاخوردن در رستوران چهجوریست؟ ماهی چندبار غذا را بهجای خانه توی رستوران میخورید؟ ماهی چندبار سفارش میدهید غذا را از بیرون بیاورند؟ چه غذاهایی را بیشتر سفارش میدهید؟ پیتزا؟ ساندویچ؟ مرغسوخاری؟ شش: توی خانه سفره پهن میکنید روی زمین؟ یا میز غذاخوری دارید؟ میز غذاخوری توی آشپزخانه است یا توی هالِ خانه؟ هفت: همهی اهالی خانه با هم غذا میخورند، یا هرکسی گوشهای از خانه شکم خودش را پُر میکند؟ غذاخوردنتان وقتِ بخصوصی دارد؟ ساعتِ بخصوصی؟ هشت: موقع شام و ناهار، سالاد و ماست و اینچیزها هم روی میز هست؟ نوشابه میخورید با غذا یا آبمعدنی احتمالاً؟ نُه: وقتِ غذاخوردن احتمالاً تلویزیونِ خانه روشن است، یا ترجیح میدهید موسیقی گوش کنید؟ یا اصلاً سکوت را ترجیح میدهید؟ اصلاً موقع غذاخوردن کسی از دور و بریها حرف میزند، یا همه ساکتند؟ ده: ظرفها را چهکسی میشوید؟ هرکی ظرفِ خودش را، یا یکی ظرفِ همه را؟ یازده: بعدِ ناهار و شام چیزی بهعنوانِ دِسِر (بهقولِ استاد دریابندری پَسآرَک) میخورید؟ چای یا قهوه؟ چند دقیقه بعدِ ناهار و شام؟ همه یکچیز میخورند، یا هرکی به سلیقهی خودش؟ بعدِ تحریر: ممنون. اگر هم، احیاناً، این نوشته را توی «گودر» خواندید، لطف میکنید اگر جوابتان را اینجا، توی پیغامگیر وبلاگ بنویسید، یا بفرستید به ئیمیلی که نشانیاش کنار همین صفحه است. |
این جواب سوال هایی است که آهو نمی شوی ... خواسته بود اگر دوست داریم بفرستیم برایتان. برای خودم هم راستش جالب بود .مرسی .
1. صبحانه برای من فقط چایی است آن هم تلخ . اول صبح از هر چیز شیرینی بیزارم
2. بین دور و بری های من آشپزخانه بیشتر مال خانم هاست ... کلی هم برایش برنامه دارند این وسط من خیلی فرزند خلفی برای فامیل نیستم. یعنی اصلا نیستم با شرمندگی !
3. خانه ما که از نظر غذایی بی برنامه ترین جای دنیاست ... آشپزخانه اکثرا تعطیل است . هر کس اینجا بیاید گرسنه اش شود غیر از وعده غذایی خودش باید زحمت اش را بکشد .
4. اینجا نه ولی خانه مامان عالی است . همیشه برنامه از پیش تعیین شده ای برای آشپزی دارد . کلی هدف و برنامه و کالری و ویتامین ....
5. رستوران عالی است ... البته به رستوران بستگی دارد .... من باقالی پلو و ماهیچه را ترجیح می دهم . پیتزا هم گاهی ...
6. روی میز ... روی اپن ... جلوی کامپیوتر ... روی تخت ... کف زمین ....
7. غذا خوردن ما وقت خاصی ندارد ... هر وقت بودیم و گرسنه شدیم اگر چیزی البته برای خوردن داشته باشیم ... ولی شب ها با هم غذا می خوریم .
8. ماست نه همیشه ولی سالاد همیشه هست آقای پال مال طوسی عاشق سالاد است ... خودم هم ... گاهی هم که کلا سالاد داریم برای خوردن!
9. تنها که باشم اگر چیزی پیدا بشود برای خوردن معمولا موسیقی گوش می دهم ولی با آقای پال مال طوسی معمولا موقع اخبار غذا می خوریم .
10. گاهی من ... گاهی اون .... زیاد ظرفی نیست ولی موقع مهمانی ها زحمتش با اوست.
11. بلافاصله بعد از غذا چایی می خورم طوری که آن لاین آهن خونم دفع شود ... کیف دارد این چایی ها ... بعدش هم سیگار
خیلی نا امید کننده بود . نه؟
1- بله،نيمرو يا املت يا هرچه كه پختني و چرب باشه.اصلا" كله پاچه!
2- زنها. ولي چندتا آشپز مرد داريم خدا
3- صبر ميكند
4- برنامه غذائي نداريم ولي منوي بشدت متنوعي داريم. تقريبا" دو هفته يكبار تكراري داريم
5- بد ميانه نيستيم. معمولا" ماهي يكبار در رستوران- 2، 3 بار درخانه،سفارش خانه پيتزا ساندويچ است بيشتر
6- ميز ناهارخوري - واقع در هال
7- همه با هم تاجائي كه بشود، جز شبهاي من - و بله ساعت مشخص داريم : صبحانه 6:30-7، ناهار 12، شام 6:30
8- سالاد و ماست هست. آب احتمالا"!
9- تلويزيون روشن است و ما ساكتيم
10- رويمان به ديوار يكي ظرف همه را
11- چاي عموميت دارد تقريبا" با فاصله كم. شايد 5،6 دقيقه بعد
2-بیشتر زنها. یعنی عموما زنها
3-صبر می کند آشپزخانه چیزی تدارک ببیند.
4-برنامه غذایی نیست. معمولا شب قبل تصمیم گرفته می شود.
5-رستوران کم. معمولا هم مرغ سوخاری یا پیتزا.
6-میز ناهار خوری... توی هال.
7-معمولا دور هم غذا می خوریم. نه که دقیقا یک ساعت خاصی اما بازه زمانی مشخصی دارد.
8-سالاد و ماست و البته سبزی... آب معدنی یا دوغ. نوشابه خیلی کم.
9-تلویزیون روشن است و مدام هم با هم حرف می زنیم.
10-هر روز نوبت یک نفر است. یعنی کارهای آشپزخانه برنامه ریزی شده است.
11-اوهوم... معمولا میوه می خوریم.
بهتره با فايرفاكس باز كنيد، آدرسش هم كه http://azarm.persianblog.ir/post/588/
هستش
:گريه :كولي بازي :باد توو قب قب :دي