آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, November 2, 2009
روی کتابت چای بريز
کتاب را بايد دست دوم کرد، نبايد آکبند نگه داشت. قبول نداريد؟ بعضي ها وقتي کتاب مي خرند اول جلدش مي کنند بعد لايش را خيلي آرام باز مي کنند جوري که صفحات کتاب تا نشوند و خيلي با احتياط ورق مي زنند و بعد هم کتاب را مي گذارند توي کتابخانه و به زور به اين و آن امانت مي دهند. آنها فقط يک دليل قانع کننده براي اين نوع پاسداشت کتاب دارند؛ عمر کتاب طولاني مي شود. کتاب برايشان به مثابه تنه درختي است که نبايد رويش يادگاري نوشت. کتاب برايشان به مثابه تلويزيوني است که نبايد پيچ هاي پشتش را باز کرد وگرنه از ارزش مي افتد. کتاب برايشان مسواک و شانه يي است که نبايد به کسي قرضش داد. کتاب برايشان حريم شخصي است که نبايد با کفش تويش رفت و ردپايي گذاشت. کتاب هايشان هيچ وقت به لکه چاي آغشته نشده. کتاب هايشان هيچ وقت بوي کسي غير از خودشان را نگرفته، کتاب هايشان هيچ وقت جاهاي عجيب و غريب را تجربه نکرده، خطي غير از حروف ريز تايپ شده به هم چسبيده لاي خطوط شان و حاشيه سفيد ورق هايشان خودش را جا نکرده، چيزي لاي صفحاتش جا نمانده. کتاب هايشان تاريخ ندارد. اگر کتاب شناسنامه يي نداشت و معلوم نبود که تاريخ نشرش مال سال 1365 است، فکر مي کردي همين الان از کتابفروشي خريده. اما کتاب ها مگر مي گذارند که تاريخ ازشان نگذرد؟ برخلاف ميل صاحبان شان صفحات سفيد شروع مي کنند به زرد شدن، شروع مي کنند به پير شدن و شکننده شدن. اين است که نمي شود همه چيز را آکبند نگه داشت. نمي گويم بردار کتاب را خط خطي کن يا چاي را بريز رويش و قند را بزن توي چاي و بگذار دهانت اما وسواس زيادت را کنار بگذار و اگر از جمله يي خوشت آمده زيرش خط بکش. اگر خط داستان را گرفته يي و داري يک داستان ديگر ازش مي سازي يا اگر اتفاق بعدي را که در صفحات ديگر قرار است بخواني، پيش بيني کرده يي در حاشيه کتاب بنويس. اصلاً خودکارت رابردار و در حاشيه کتاب «وي» بکش. بعد کتاب خودش تبديل مي شود به يک داستان مستقل. سال ها بعد ورقش مي زني و يادت مي آيد که کجا خوانده بوديش، وقت خواندنش چه چيزهايي توي سرت مي گذشت يا کتاب را به چه کساني قرض داده بودي. داستان خودت را قاطي داستان کتاب کن. کتاب قلمروي است که بايد فتحش کرد وگرنه سال ها بعد به دست آدم هاي ديگر، به دست زمان فتح مي شود. قبول نداريد نه؟ مرضيه رسولی -- اعتماد |
من خیلی سعی کردم که آدرس بلاگتون رو تو ریدر گوگلم وارد کنم ولی همیشه خطا میده و فید نمیشه بعداز اینکه آدرس وبلاگ رو میزنم.
کار خاصی باید بکنم که اضافه شه یا به آدرس چیزی اضافه شه؟
پیشاپیش از راهنماییتون ممنونم
من خودم از چیزای صاف و تر تمیز خوشم میاد. کتاب هم استثنا نیست.
هر کسی از یه نوع زیبایی لذت میبره خب!
محکوم نکنید سلیقه ها رو
کتاب های چاپ اول زیادی هم دارم که روم نمیشه از بقیه بگیرم یابه روشون نمیارن ازم گرفتن یا لای کتابای خودشون گم کردن!