آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, December 18, 2009
اين رفيقمون اينقدر طولانی نوشت اينقدر طولانی نوشت اينقدر نوشت نوشت نوشت که آخرش شد نويسنده. که الان اگه بری تو شهر کتاب آرين، جلوی قفسهی داستانهای کوتاه ايرانی وايستی، يه کتاب از نشر ققنوس هست اون وسطا، به اسم «ماجرا از اين قرار بود که...»، نوشتهی «ساسان م. ک. عاصی».
بعد من دوست دارم اين روزايی رو که ديگه کمکم وقتی آدم وای ميسته جلوی قفسهی داستانهای کوتاه ايرانی، تک و توک اسم دوستاشو میبينه. خسته نباشی رفيق. جدی. |
|
Comments:
حالا چرا اینهمه حسادت داری خب؟
Post a Comment
|