|
Monday, March 15, 2010
شبهای دروس
يک خاطرات محوی از ديشب داره يادم مياد که گودبای پارتی کيوان سیوپنج بود ولی داره يادم نمياد خدافظی کرده باشيم، بعد يه سايتی راهاندازی شد و يه مستندی هم ساخته شد و سه تا کوت طلايی داشتيم که جزئياتش درست يادم نمياد. اما يادمه يکیش يه جملهای بود از مانی راجعبه والدينمون(مامانها به طور خاص)، يکیش يه جملهای بود از عطا راجعبه نحوهی اکران سکانس مربوط به لاله، سومیش چی بود الی؟
|