آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, June 27, 2010
برام تعریف کرد که تو آشرام اوشو، پونای هند، یه قسمتی هست به اسم سایلنت اِریا. که وقتی میری اونجا، حق نداری صحبت کنی. نه که باید یواش صحبت کنی یا پچپچ کنی یا هر چی، نه، مطلقن نباید صحبت کنی. با خودم فک کرده بودم چه عالی.
برای منی که یه عالمه سال تو سایلنت اِریا زندگی کردهم، که تکلیفم پیش خودم با خیلی چیزا واضح و روشن بوده و هیچوقت احتیاجی نداشتهم خودمو برای دیگران توضیح بدم یا توجیه کنم، که میدونستهم اینجایی که منم نباید حرف بزنم، الان که پامو گذاشتهم بیرون از اون سایلنت اِریا همهچی خیلی سخت شده. نه تحمل سر و صدای بیرونو دارم هنوز، نه حوصلهی توضیح دادنِ خودمو. حالا لابد عادت میکنم کمکم. |
و در اين گير و دار شلوغ كردنها آن معلم همراه كه از اينهمه سر و صدا عاصي شده بود نهيب زد كه ساكت ، ساكت و بعد هم براي اينكه استدلال كند كه چرا ساكت ، فرمود كه مگر نميدانيد سكوت طلاست و صحبت مس ؟!
و ما كه اي آقا ، توو اين هير و وير كي ميتونه ساكت باشه ؟! و او كه گفت ميتوانيد ، ميشود . عجله نكنيد . شما هم ساكت ميشويد ..
و ما كه ساليان سال سكوت كرديم ، چه سكوتي . هند نرفته و آشرام آوشو نديده ! چه توانستيم اينهمه ساكت باشيم . اينهمه سال . و هنوز ساكتيم بي هيچ طلايي ؟!
شاید بهترین جمله ت همین بود:
"حوصله ی توضیح دادن خودمو ندارم..."