آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, October 31, 2010
احساس میکنم آقای یونیورس طی یک بعد از ظهر پاییزی یههو حرصش در اومده، پروندهی منو گذاشته جلو روش، فنجون قهوهشو زده کنار، گشته صفحهی آرزوها رو پیدا کرده، یه قلم برداشته، ازون بالا یکییکی شروع کرده تیک زدن. یعنی با خودش گفته بشینم یه هفتهای همهی آرزوهای این دختره رو برآورده کنم بلکه دست از سرِ ما برداره. خب من الان باید حداقل در سه نسخه تکثیر شم تا بتونم از عهدهی برآورده شدن همهی آرزوهام بربیام و با تکتکشون حال کنم که. درست مث این میمونه که تو یه وعدهی غذایی به طور همزمان باقالیپلو با گردن، سوشی، و خورش بادمجون بذارن جلو آدم. یا بگن برای دسر کیک شکلاتی بیبی میخوای یا تیرامیسو یا کیتکت. یا الان خربزه میل داری یا خرمالو یا گوجهسبز. اینجوری تو هر کدومو انتخاب کنی رسمن چشمت دنبال اون دوتای دیگهست و همهچی زهر تنت میشه. حالا من حتا اگه ضربدر سه هم بشم، نمیتونم یههو اینجوری همهی آرزوهای برآورده شدهمو هندل کنم که. به نظرم آقای یونیورس داره انتقامِ یه چیزیو میگیره.
مشکوکمه. |
سفره تان هماره پر بال و پر گردن باد !