آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, March 11, 2011
به جز الی همه همدیگر را میشناسند. جمع هفتنفرهی رفقای سابق دانشکدهی حقوق - منهای بچههایشان - ظاهرن بارها با هم سفر کردهاند و خوب با زیر و بم همدیگر آشنایند: وقتی یکی شروع میکند به آواز خواندن و رقصیدن دیگران هم معطل نمیکنند، بازیهای مشترکی دارند و زبان اشارهی همدیگر را خوب میفهمند. این جمع حاوی تمام آن چیزهاییست که در مقیاسی کلانتر، از مجموعهای از آدمها یک منِ واحد و یک جمعِ قدرتمند میسازد: یعنی ادبیات و آیین و آداب مشترک؛ همان چیزی که نازیها، فراماسونها و احتمالن تمام جمعهای متحدی که غریبهها را پس میزنند تا اقتدارشان را حفظ کنند دارا بوده و هستند. برای این جمعهای متحد اما «دیگری» صرفن یک خطر محسوب نمیشود، بلکه مایهی بودن و حفظ موقعیت است. برای همین حذفِ دیگری اتفاقن جمع را به نابودی میکشاند. نمونهی مشخصاش کاریست که نازیها با «دیگری»هایشان کردند و به اضمحلال خودشان انجامید. حضور دیگری برای جمع وحدتبخش است. حضور دیگری جمع را به موجودیتِ یکپارچهای تبدیل میکند. حضورش احساس امنیت روانیست برای افراد جامعهای که به واسطهی اتصالشان به جمع به کلی از دشواری مسئولیت فردی میگریزند. تحقیر و شکنجهی دیگری، گرچه ممکن است به خودی خود امری غیراخلاقی تلقی شود، اما وقتی توسط جمع اعمال شود، دیگر غیراخلاقی نیست و حتا ممکن است با ایدهی «همه چیز فدای جمع» توجیهی وطنپرستانه/انساندوستانه هم پیدا کند.
... بخشی از نقد فیلم «دربارهی الی» در حضور دیگران --- نغمه ثمینی
|
|
Comments:
خیلی خوب بود
ba ejaze share mikonam
پرفکت
Post a Comment
|