آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, July 25, 2011
آدم همیشه فکر میکنه بین «هرگز»ها با «هوم؟ خب باشه»های زندگیش هزار کیلومتر فاصلهست. رسد آدمی به جایی اما، که میبینه یه جاهایی اون هزار کیلومتر قاطع و غیر قابل اغماض، در عمل پنج شیش متر بیشتر نبوده و نیست؛ گیرم پنج شیش مترِ نفسگیر و طاقتفرسا.
|
بعد می بیند که نه ، انگار جدی جدی وجود نداشته است . وجود نداشته است "هرگز " . چه هرگزی که قاطع و غیرقابل اغماض هرگز بماند و چه هرگزی که " هوم ؟ خب باشه " شده باشد بعدا" .
شاید همین است معنی ی ناپیچیدگی !
و شاید این است معنی ی روزمرگی . باری بهر جهت !
شاید که نه ، معنی اش یک زندگانی ی کامل باشد . کامل کامل . جنگلی ی جنگلی !