آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, September 5, 2011
بعد فردا
اول باید قرار مانیکورمو کنسل کنم بعد قرار چاپخونهمو بعد برم ناهار رستوران لاکان بهخدا اگه دروغ بگم پسفردام لابد یه سرایدار جدید میاد برامون اسمش لاکانه از روزی که غر لاکانو زدم، روزی سه وعده در زندگیم داره مطرح میشه مشق دفعه بعدمم حتا لاکانه بعد برم یه ربع فیلمبرداری این یکی دیگه خیلی به موقع بود تو این هیر و ویری لباس چی بپوشمش بماند بعد برم آقای باند صدا بیاد اون مونوهه رو بکنه استریو بعد شیش ماه بالاخره بعد قرار نذاشتهمو با پسرخواندهم به هم بزنم سینما هم نرم برگردم خونه کمی به حالِ خرابم بپردازم کمی شام درست کنم کبابتابهای کمی سریال دوزاری ببینم یا حتا کتاب سخت بخونم مغزم از کار وایسته و بعد، یه نطق سرنوشتساز آیا فرداشب قادر خواهیم بود سرنوشتمو عوض کنیم؟ |
3سال به گمانم!
تازه به صرافت افتاده ام که به لسیت خواندنم اضافه ات کنم!
زیبا مینویسی،