آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, June 19, 2012
ای داد..
«گوش کن. میخواهم دلم را به تو بگويم. به ژنرال هوارد بگوييد دل او را میدانم. آنچه که او پيشتر از اين گفته بود من در دل خود دارم. من ديگر از همه چيز خسته شدهام. از جنگيدن خسته شدهام. پيرهای ما مردهاند. سرد است. بچهها از سرما خشک میشوند و ما روانداز نداريم. مردم من به کوهها فرار کردهاند. روانداز ندارند، غذا ندارند، و هيچکس نمیداند کجا هستند. میخواهم دلم را به تو بگويم. میخواهم ميان تپهها دنبال بچههايم بگردم. شايد آنها را در ميان کشتهها پيدا کنم. به من گوش بده. میخواهم دلم را به تو بگويم. من پير و خستهام. قلبم بيمار و اندوهگين است. از جايی که آفتاب اکنون ايستاده است، ديگر نخواهم جنگيد. گوش کن. ديگر هرگز نخواهم جنگيد.»
- رییس ژوزف، آخرین رییس قبیله نز پرسه، در وقت تسلیم به ژنرال هوارد، افسر ارتش آمریکا که بین سرخپوستها به «پالتو خرسی» معروف بود، اکتبر ۱۸۸۷
وقتی «رييس ژوزف» در ۲۱ سپتامبر ۱۹۰۴ وفات يافت، پزشک بخش علت مرگ او را چنين تشخيص داد: شکسته دلی.
«فاجعه سرخپوستان آمريکا» --- دی براون، ترجمه محمد قاضی
|
صدای فلوت سرخ پوستی در جهان پیچیده که میگوید خاموشی پیدایشها فرا رسیده است