آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, November 24, 2012
یکی دو ساعت مانده به صبح - داخلی
نور کمجان زرد- نارنجی، نشستهام روی تنها کاناپهی سالن، بچهها اینجا و آنجا نشستهاند یا دراز کشیده کف زمین، به حال خوشِ خود. اوریجینالترین تارزن دنیا نشسته روی زمین، چارزانو، موهاش پریشان روی صورت، ساز میزند و تُرکی میخواند. تُرکی نمیدانم اما حال خوش رفیقمان به من هم سرایت کرده، به بقیه هم. از پشت دستهی عودی که تکیه داده روی زانوم نگاهشان میکنم.
Labels: تصویر، خنجر، خاطره |
|
Comments:
Post a Comment
|