آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, April 12, 2014 علیرضا زنگ زده میپرسه خوبی تو بچه؟؟؟ میگم اِی، بهترم. میگه وبلاگت رو خوندم یه کم نگران شدم. ولی وقتی اون «لذا» رو تو ایمیلت دیدم قشنگ ترسیدم. گفتم بهت زنگ بزنم. میگه یه مشکل جدی با کیمیا دارم. میگم ها؟ میگه داره زبون باز میکنه، شروع کرده به حرف زدن، منتها به اینگلیسی. حساسیت منو هم که میدونی رو زبون فارسی. میگم اوهوم، خب؟ میگه هیچی دیگه، خیلی جدی من منتظرم اون زبون باز کنه اونم منتظره من زبون باز کنم. |
|
Comments:
Post a Comment
|