آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, June 22, 2014
مثلا؟ مثلا همین سوشی. الان دیگه سالهاست موقع سفارش دادن سوشی منو رو نگاه نمیکنم. میدونم کدوما رو میخوام. حتا میدونمتر که تو کدوم رستوران باید کدوم مدل سوشی رو خورد. یا اصلا تو تهران نباید ساشیمی خورد. اولایی که رفته بودم ژاپن، تا شیش هفت ماه لب به سوشی نمیزدم. مطمئن بودم تا آخر عمرم هم لب نخواهم زد. بعد اما با گذشت زمان، با دیدن کایتِنسوشیهای رنگ و وارنگ، و با وقوف به این نکته که سوشی یهجورایی چلوکباب و فسنجون ایرانه و به هر حال ازش گریزی نیست، شروع کردم سوشی خوردن. انواع مختلفشو تو جاهای مختلف امتحان کردم تا بالاخره فنِ چند مدلش شدم. سه سال طول کشید تا حاضر شدم یه قطعه ساشیمی بخورم. حالا بعد از هیژده سال اما عاشق سوشیام. حالا دیگه میدونم از سوشی کدوما رو میخورم و کدوما رو نمیخورم. دیگه کنجکاو نیستم مدل جدیدی رو امتحان کنم. به ذائقهی خودم با سوشی اشراف دارم دیگه. خیلی بعیده تو مانسون یا لانژ یا کنزو چیزی به جز همون همیشگیا رو سفارش بدم. مگه اینکه یه پَک جدید با یه پرزنت هیجانانگیز بذارن جلوم، که معمولا پیش نمیاد، یعنی تا حالا که پیش نیومده.
مثلا؟مثلا همین فرزانه. ده سال پیش بود گمونم، تصمیم گرفته بودم موهامو کوتاهِ کوتاه کنم، مدل مِگ رایان. مارال گفت یکیو میشناسه که کوپ کوتاهش تو تهران حرف نداره، فرزانه. اون وقتا تو کلاسیک کار میکرد، فرمانیه. رفتم پیشش. یه زن شصتسالهی خوشتیپ و خوشهیکل. ازم پرسید چه مدلی میخوای؟ گفتم فیلم یو هَو گات میل رو دیدین؟ گفت مگ رایانی میخوای؟ گفتم اوهوم. استایلش جوری بود که دربست بهش اعتماد کردم. موهامو کوتاه کرد، عین مگ رایان، بیقیچی. بعد از اون برای کوپ کوتاه پیش هیچ آرایشگر دیگهای نرفتم. لزومی نداشت. فرزانه بهترین بود. به زعم من، بهترین.
مثلاتر؟ اپیلاسیون، دوران قبل از اختراع لیزر. کار شهناز حرف نداشت. ده جای دیگه رفته بودم امتحان کرده بودم، ده جای خیلی نزدیکتر به خونهمون. هر بار هم بدون استثنا پشیمون شده بودم و برگشته بودم به آغوش شهناز. سختم بود ترافیک جردن رو، اما چارهای نبود. فقط اپیلاسیون شهناز بود که اونهمه عالی بود. سختتر از اون این بود که واسه اپیلاسیون بری جردن، واسه کوپ بری فرمانیه، واسه مانیکور بری عباسآباد. سختتر از همه این بود که من از آرایشگاه رفتن فراری بودم همیشه. تا همین دو سه سال پیش که رفتم سیِل، برای مانیکور. برای مانیکور نرفته بودم در واقع، برای سالن شیکش و ماساژ عالیش رفته بودم و با خودم گفته بودم مانیکور پدیکورشو هم امتحان کنم. مانیکور پدیکورشو امتحان کردم. حرف نداشت. در جا بیخیال عباسآباد شدم. یه بار رفتم طبقهی بالا برای براشینگ، دیدم اِ، فرزانه هم اونجاست. از کلاسیک اومده بود سیِل. دیگه جای تردید نداشت. اپیلاسیون شهناز رو بیخیال شدم و مهسا رو انتخاب کردم، تو همون سیِل، ساموار. جایی که اینقدر مانیکور و کوپش خوب باشه، حتما اپیلاسیونش هم خوبه. همینطور هم بود. از فرمانیه-عباسآباد-جردن خلاص شده بودم. ته همهی راهها منتهی شده بود به سیِل، بعد از چند سال آزمون و خطا.
میخوام بگم آدم بعد از اینهمه سال، دیگه تا یه حدی میدونه از زندگی چی میخواد. میدونه سوشی رو کجا بخوره کجا مانیکور کنه لباسشو از کی بخره. هر قدر هم همه تو این سالها گفته باشن شهر کتاب نیاوران، من با آرین راحتترم. آدماشو میشناسم جای کتاباشونو میشناسم اونجا که میرم حالم خوب میشه. خیلی وقتا به نسبت نیاوران یا شهرکتاب معلم خیلی از کتابایی که میخوامو ندارن، اما سفارش میدم برام میارن. هنوز که هنوزه انتخاب اولم شهر کتاب آرینه. یا میدونم شهر کتاب ابنسینا با اون آدمایی که ادارهش میکنن و هیچی از کتاب نمیدونن دوزار نمیارزه، هر چهقدر هم که به خونهی مامانماینا نزدیک باشه.
میخوام بگمتر آدم بعد از اینهمه سال، دیگه تا یه حدی میدونه تنش با چی خوشه، سرش با چی، دلش با چی. آدم از یه جایی به بعد دیگه نمیگرده، انتخاب میکنه. بحث یه پک جدید هیجانانگیز جدا، اما چهقدر در طول سال پک جدید میاد رو میز آدم مگه؟ آدم از یه جایی به بعد دیگه اطمینان میکنه، با خودش میگه اگه کوپ و مانیکورش خوبه حتما اپیلاسیونش هم خوبه. خوب هم نبود آدم لیزر میکنه فوقش. اینکه دیگه صد جای تهران چرخ نخوره واسه دو قلم مایحتاج روزانه، اینکه بدونی بری از کدوم سوپر خریدتو بکنی، همونیه که اسمش میشه تجربه داشتن، بلد بودن. اسمش میشه بزرگ شدن و بالغ شدن و به خود اِشراف داشتن.
میخوام بگم آدم از یه جایی به بعد دیگه نمیره هایپر مارکت خرید کنه.
|
|
Comments:
چه حس كردنى
يعني بعد اين همه سال آيدا خوني، هنوز هم وقتي مينويسه " ميخوام بگم تر" ، اين مثل يه پك هيجان انگيز ميمونه
می دونی که فرزانه رفته امریکا؟؟؟؟ من خودم هفته ی پیش فهمیدم! "انی وی" باهات بسیار موافقم، کشف "سی ال" برای من همین حسا روداشت که توخیلی خوب گفتی
Post a Comment
|