آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, June 17, 2016
بالاخره ماراتن کذایی تموم شد. کارای عقبموندهی این چند وقت رو نسبتا سر و سامون دادم و مونده رسیدگی به بخش مالی، که فردا و پسفردا وقتی بچهها مشغول نصب تجهیزاتان انجامشون میدم. پروندهی سفر هم مثکه بالاخره امشب بسته شد و مونده دو سه تا ریزهکاری کوچیک که ظرف دو سه روز آینده اونام جمع میشن میرن پی کارشون. از شنبه دوباره بساط پروپوزالنویسی داریم واسه پروژههای مختلف، قسمت مورد علاقهی من. یکماه زمان دارم که آپدیت شم و کل چکلیستهای معوقه رو انجام بدم. ملکهی به تعویق انداختنام همچنان.
میم میگه من جای فلانی بودم هتل کارپه دیم رو برات بوک میکردم بیمکث. مکث میکنم. فقط یه نفر ممکنه این کارو بکنه. در واقع فقط یه نفر بود که حتما این کارو میکرد. هنوز آدمی ندیدهم که اونهمه منو بلد باشه و بتونه با هیجانهای کوچیک اونهمه ایمپرسام کنه. باید مث تراکتور کتاب بخونم این مدت و الان کوهی از کتاب پای تختم تلنبار شده بیکه بتونم تصمیم بگیرم از کجا شروع کنم. میبایست یه منتور سختگیر نظامی میداشتم من، تنها ازین طریق ممکن بود به یه جایی برسم و ازونجا که همچین آدمی رو در زندگیم ندارم کمافیالسابق دور خودم خواهم چرخید و گیج خواهم زد. فعلا تنها فعالیت مرتبام لاتین خوندنه که یحتمل کمفایدهترین و بیربطترین فعالیتیه که در حال حاضر میتونم به انجامش مبادرت ورزم! البته که خوندن جستجو به دو زبان فارسی و انگلیسی توأمان هم خودش رکوردی در حد لاتینخوندنام محسوب میشه. قدم بعدی لابد تفسیر المیزانه یا حفظ کردن سورهی بقره. همچنان آلیس در سرزمین عجایبام. |
|
Comments:
Post a Comment
|