آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, March 20, 2018
از حالا به بعد میخوام به صورت منظم راجع به «خدمت و خیانت» استیجهای مختلف زندگیم بنویسم. از خوشیها و ناخوشیهای توأمان، در حیطههایی که دچارشونم. چه به لحاظ شغلی، چه به لحاظ اجتماعی، و چه مدل زندگی شخصیم. از ادونتجها و دیسادونتجها. از میزریهایی که آدم تحمل میکنه و بهایی که میپردازه تا لایفاستایل انتخابیش رو زندگی کنه. یا گاهی لایفاستایلی که یه دورهای به اشتباه انتخاب کرده. میخوام بیسانسور و بیپیازداغ بنویسم. برهنه و بیبزک. همونجوری که تجربه کردهم و از سر گذروندهم.
|
آیدا نمیدونی من در طی این سالهایی که این وبلاگ رو میخونم چقدررر از نوشته هات درس زندگی آموختم
همیشه تو زندگی م دنبال وایز-من بودم، ولی مرشد من وایز-وومن بود.
آرزو میکنم شادیهات روزافزون باشه و
سالیان طولانی با قلم زیبات از تا ملها و دریافت هات از زندگانی بنویسی
و ر