آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, March 24, 2019
امروز چهارم فروردینه، پس تلاشم برای نوشتن روزانه الردی خورده تو دیوار. بهتر، واسه چی باید خودمو ملزم کنم به کاری، که قطعاً از پسش برنمیام، و فقط یه خارش مغزی جدید به خودم اضافه کنم؟ وبلاگنوشتن رو هروقت دلم بخواد میتونم انجام بدم. نظمش باعث میشد دستم راه بیفته و به یه روتین برسم، اما بینظمیش هم نباید جوری باشه که مخل آسایشم شه. دیروز داشتم به پولانسکی میگفتم واااای که چهقدر کار عقبافتاده دارم و سرم داره از فرط کار منفجر میشه. گفت هانی، یک اینکه الان تعطیلاته. دو اینکه کار عقبافتاده نداری و کار داری، هر وقت برگردی سر کار، شروع میکنی انجامشون دادن، لذا اینی که داری کار نیست و وسواس فکریه.
یکی از معایب بیزینساونر بودن واسه من همینه. همین که مدام دارم بهش فکر میکنم و صبح و شب و مهمونی و فراغت و تعطیلات براش قائل نیستم. ضمن اینکه از کار کردن و از فکر کردن بهش لذت میبرم، اما همین باعث شده کیفیت اوقات فراغتم به شدت بیاد پایین و عملاً اوقاتی از آن خود ندارم. این یه قلم رو باید مدیریت کنم. باید برای خودم یه دیسیپلین درست کنم که بعد از ۸ تا ۱۰ ساعت کار روزانه، دیگه حق کار کردن یا راجع به کار حرف زدن رو نداشته باشم. عیب دومش اینه که زندگی شخصی و کاریمو نمیتونم تفکیک کنم. نه به لحاظ فضا، نه به لحاظ آدمها. این برای خودم باحاله، اما دارم میبینم که روی آدمهای دور و برم ممکنه اثر منفی داشته باشه. چرا؟ چون من تو کار، جدی و خشک و رکام فلذا ممکنه آدمهای نزدیک زندگیمو بابت اینکه هیچ آوانسی براشون قائل نمیشم برنجونم. این رو هم باید بگردم یه راهی براش پیدا کنم. فارغ از اینا، پارسال یکی از بهترین سالهای زندگیم بود. یه کار جدید رو شروع کردم که اندازهی کار قبلیم دوست داشتم، و موفق شدم ظرف مدتی کوتاه، توش پیشرفت کنم و به جای خوبی برسونمش. بر خلاف همیشه، این بار پام رو زمین بود و زندگی و کارم رو قدم به قدم خودم ساختم. به لحاظ کاری، سال ۹۷ همهش برام دستاورد بود، به لحاظ شخصی اما همهچیز مهمتر از کار بود حتی. حضور پولانسکی در زندگیم، شخصیتش و نوع رابطهمون، مهمترین اتفاق ۹۷ بود. این جور رابطهداشتن با یه آدم دیگه، با آدم دیگهای که اینهمه شبیه به من و شبیه به چیزی باشه که همیشه آرزوشو داشتهم، هنوز برام مث یه رؤیا میمونه. از آدمی با گذشته و مختصات خودم، انتظار نداشتم بتونه اینجوری زندگی شخصیش رو هندل کنه و سر چیزای بیاهمیت نزنه همهچیزو خراب کنه. نکتهش اینجاست که خرابنکردن رابطهم با پولانسکی رو مدیون خود پولانسکیام. و دارم هر روز، دقیقاً هر روز از رابطه با یه آدم مچور و سرد و گرم چشیده لذت میبرم. سال ۹۷ باعث شد باور کنم که اگه شرایط درست باشه، اگه حداقلها رو داشته باشم، میتونم درست کار کنم، میتونم با جون و دل کار کنم و میتونم آخر سال نتیجهی کارهامو ببینم. که یعنی عاقبت متوجه شدم «تنبلی» امریست نسبی، که میشه بر حسب موقعیت، برش فائق اومد و نتیجهش رو هم دید. رزولوشن امسال رو هم میذارم «دیسیپلین»، یکی از سختترین موانع زندگیم، ببینم چی میشه:| |
|
Comments:
Post a Comment
|