آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, July 21, 2019
یه زمانی آدم وقتی جوونه و جاهله و کمتجربهست، به عبث فکر میکنه حتماً باید دستاوردهای مهمی در زندگیش داشته باشه تا آدم خوشحالی باشه، بعدها اما متوجه میشه معیارهای مهمتر و درونیتری برای خوشحال بودن وجود داره که دستاورد جزو آخرینهاشه.
حالا من یاد گرفتهم زندگیم رو با جزئیاتی بسازم که شخص خودم رو خوشحالم میکنه. خوش«حال» به معنای واقعی. فارغ از ارزشی که اون عمل/رفتار در نظام ارزشگذاری اجتماعی داره. این خرده جزئیات، جهان شخصی من رو میسازه و من رو از دنیای بیرون جدا میکنه و از هر متر و معیاربیهودهای خلاصم میکنه. در نیمهی دوم زندگی دیگه یاد گرفتهم کمتر فریب آرا و افکار عمومی رو بخورم. کمتر از بیرون جهت بگیرم. دقیقاً همین یک قلم، جهانم رو آرومتر کرده. به من هر فضایی بدن، هر فضای داخلی، با کمترین وسایل و امکانات ممکن، بلدم قشنگ بچینم و قشنگ دکورش کنم. این رو بارها و بارها امتحان کردهم. هر بار هر خونه و هر آتلیهای رو چیدهم، بدون استثنا هر کی از راه رسیده روش کمپلیمان داده که وای اینجا رو چهقدر قشنگ درست کردین. در حالی که خیلی وقتها هزینهی زیادی هم نکردهم، مبلمان و وسایل گرونی هم نخریدهم، صرفاً از هر چی که تو اون لحظه موجود بوده استفاده کردهم. صرفاًتر چیدمان بلدم و ترکیب و کمپوزیسیون. این دقیقاً کاریه که با زندگیم هم میکنم. یه وقتایی دستم بازه و هزارجور هزینه و ولخرجی میکنم. یه وقتایی هم نه، با هر چی دم دستمه، در حد بضاعتم زندگیمو میسازم، میچینم و تلاش میکنم از همونی که هست لذت ببرم. درسته که از دکوراسیون مینیمال چند صد میلیونی خوشم میاد، ولی یه جاهایی هم که نتونستهم، از سر هم کردن هر چی که دم دستم بوده دکوری ساختهم که از قشنگی چیزی کم نداشته از اون قبلیه. دیگه یاد گرفتهم زندگی همیشه بر وفق مراد نیست. همیشه روی خوش نشون نمیده. اگه بخوای بشینی چرتکه بندازی خودت رو هر روز با ترازوی مردم وزن کنی و به خودت نمره بدی، اون کارنامه همیشه مردوده. برآیند زندگی یه جای دیگه مثبت میشه واسه آدم. اونجا که شب، فارغ از کار و زندگی و همه چی، نورهای سالن رو کم میکنی، با لیوان نوشیدنیت دراز میکشی رو کاناپهی رو به پنجره، تو سکوت و آرامش شب نگاه میکنی به دور و بر خونهت و با رضایت تو دلت میگی آخیش. همین رضایته، همین آرامشه، همین کافیه. |
|
Comments:
Post a Comment
|