آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, August 14, 2019
با دیدن فیلم Parasite، بونگ جون هو به ضرس قاطع رفت جزو لیست کارگردانهای مورد علاقهم. تا قبل از این فقط سه فیلم ازش دیده بودم، باید سر فرصت بشینم باقی فیلمهاش رو هم ببینم.
خطر اسپویل:
یکی از صحنههای نفسگیر فیلم، اونجاییه که پدر، دختر و پسر زیر میز سالن گیر افتادهن، به موازات هم دراز کشیدهن، و در دو قدمیشون، مرد و زن صاحبخونه، روی مبل، طی یک گفتگوی معمولی، دارن راجع به بوی بدن پدر صحبت میکنن. خیلی صحنهی اکواردیه. مرد صاحبخونه میگه چه بوی بدی میاد، بوی بدن آقای کیمه، و شروع میکنه با زنش راجع به بوی بدی که همیشه آقای کیم میده حرف زدن، در حالی که آقای کیم، پدر، با دختر و پسرش، زیر میز، دراز کشیده، و همه میدونیم که بوی بدی میده. تو اون سکانس، تعلیق خود قصه یه طرف، ولی این مکالمه بارها و بارها سنگینی میکنه به اون تعلیق. دوربین هم خیلی آروم فقط صورت پدر رو و بعد صورت فرزندانش رو نشون میده. همین.
من حتی فکر میکنم تو حادثهای که بعد اتفاق میافته تو فیلم، اون صحنهای که پدر سیخ باربیکیو رو فرو میکنه تو سینهی آقای صابخونه، تریگرش همین جملهای بود که زیر میز شنید ازش.
حالا اینو تعریف کردم که اصلاً به یه بیراهه برم. یه جاهایی هست در زندگانی، یه آدمایی هستن دور و برمون مث همین آقای کیم، که بو میدن، لیترالی بو میدن، دست خودشونم نیست، یا هست، نمیدونم. بعد واقعاً آدم نمیدونه باهاشون چیکار کنه. چه جوری بهشون بگه که بو میدی دوست عزیز. طرف لیترالی با بوی بد بدن میاد سر کار. گاهی با موی چرب. یه وقتایی با کفش اشتباه. ولی بوی بد بدن همیشگیه و هیچ کاریش نمیشه کرد جز اینکه در سکوت ازش دور شی. تو هیچ پوزیشنی هم نمیتونی قرارش بدی که مردم باهاش در ارتباط باشن، چون بوی بدی که ازش ساطع میشه رسماً آزاردهندهست و ایجاد دافعه میکنه. این ازون موقعیتهاست که مدتهاست مغز منو درگیر کرده. آیا باید مستقیم بهش بگی، یا بیحرف عبور کنی؟
حالا یکی بدنش بو میده، یه وقتایی یه آدمایی هستن که میان میشن جزو نزدیکانت، یا اصلاً یکی از اعضای خانوادهت هستن، دوستن، رفیقن، آشنان، و هر کدوم یک ویژگی فیزیکی این چنینی دارن. ویژگیای که به لحاظ بصری یا لامسه برای آدم غیرقابل تحمله. مثلاً همین بوی بد و ناخوشایند بدن. یا طی معاشرت روزانه، یا سکس، متوجه میشی طرف مدام عرق میکنه و ازش عرق میچکه. یا لقمههایی که حین غذاخوردن برمیداره سه برابر بزرگتر از حجم عادیه و بسیار زشته دیدنش از بیرون. یا بزاق دهانش حین حرف زدن میپاشه بیرون. یا موقع غذاخوردن بادگلو میزنه همیشه. یا شکمش توی لباس جوریه که خوشایند نیست. در مواجهه با چنین شرایطی دو راه داری دیگه، یا بیحرف رابطهت رو قطع کنی، یا دلیل واقعیت رو بهش بگی. اون قسمت دومه که خیلی اکوارده و معمولاً طرف برمیآشوبه و واکنش عجیبغریب نشون میده. لااقل من خودم هربار گفتم چنین نتیجهای گرفتهم. طرف مقابلم بسیار ناراحت شد و به قول خودش اعتماد به نفسش له شد و برآشفت. لذا آدم میمونه که رفتار درست کدومه. شفاف بودن و واقعیت رو گفتن، یا پشت مجموعهای از دلایل دیگه پنهان شدن.
|
|
Comments:
Post a Comment
|