آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, September 14, 2019
زنگ میزنم به بابا، حال و احوال. تعجب میکنه. چند دقیقهای حرف میزنیم. آخر مکالمه میپرسه کار خاصی که نداشتی؟ میگم نه بابا، زنگ زدم حالتونو بپرسم. خداحافظی میکنم. دو ثانیه بعد تکست میده به مامانبزرگ هم زنگ بزن احوالپرسی کن، اینم شمارهش.
اشکام میان پایین. رقیق شدهم. زاناکس دیگه از تو خونم به کل تصفیه شده. پاییز داره میاد. |
|
Comments:
فکر کردم یک لحظه من نوشتم اینارو. چ عجیب
Post a Comment
|