آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, August 16, 2020
چند شب پیش داشتم برای فرزندانم یه ماجرایی رو تعریف میکردم از یه مهمونی. داشتم حرفایی که با یه منتقد سینمایی رد و بدل کرده بودیم رو تعریف میکردم در واقع. پسرکم گفت فلانی میدونست تو کیای؟ گفتم آره خب، آدما سلام میکنن خودشونو معرفی میکنن دیگه. گفت نه، یعنی میدونست تو فلانیای؟
برام جالب بود که تو ذهن بچه، چهقدر من آدم مهمیام. تو ذهنش این بود اگه فلانی میدونسته من کیام، چهقدر باید براش جالب بوده باشه حرف زدن و معاشرت با من. بعد یادم اومد چند بار دیگه هم اینو ازشون شنیدهم. چه جالب که منو به عنوان یه آدم مهم تو ذهنشون دارن. مهم تو همین اشل کوچیک حتی. و به نظرشون من سلبریتی میام. یه حس عجیبی میده بهم. این که چه جالب که یه سری آدم، ولو بچههات، دارن اینقدر جدی میگیرنت و اینقدر جدی تلقیت میکنن. یه بار یکی که توی سازمان ملل کار میکرد، از سیستم داغون و زوتوپیایی پشت پردهشون نوشته بود، و اینکه سالهاست فلان غلط تایپی و بصری توی لوگوشون وجود داره. یادمه اون موقعها که برای یه غلط تایپی توی کاتالوگ نمایشگاه ممکن بود خون به پا کنم، با خودم فکر کرده بودم چه جالب، سیستم به این مهمی هم از همین عیب و ایرادا داره. حالا که سالها گذشته و تجربهم تو کار خیلی بیشتر شده و از بسیاری از پشت پردهها مطلعم، وقتی آدما از اونور پرده -به عنوان مخاطب- تحویلم میگیرن هنوز جا میخورم. هنوز معتقدم یه سیستمی باید خیلی بیعیب و نقص و کامل باشه که بخوای بابتش کردیت بگیری. چمد ماه پیش یه ایمیل دریافت کردم که فلان پژوهشگر میخواد فلان پروژهی کیوریتشده توسط شما رو تو کتابش چاپ کنه به عنوان مهمترین پروژهی کیوریتشدهی خاور میانه. ازم داکیومنت میخواست و وقت مصاحبه و اطلاعات و چیزای دیگه. تو اون یکی دو هفته که باهاشون در ارتباط بودم، اونقدر کامپلیمانهای فراتر از قد و اندازهم دریافت کردم که حد نداشت. و اونقدر برام عجیب بود که حدتر نداشت. باورم نمیشه یه روزی بخوان منی رو که همهچی رو غریزی و شهودی و واسه دل خودم شروع کردهم و بردهم جلو، اینقدر جدی بگیرن. خیلی وقتا هم آدما میان تو اینستاگرام یا ایمیل میزنن سراغ وبلاگمو میگیرن و دسترسی میخوان. خندهم میگیره که آخه واسه چی باید آدم به خودش زحمت بده ایمیل بزنه پیغام بده دسترسی بخواد واسه این تک و توک چیزایی که مینویسم. به چه درد بقیه میخورن؟ یه زمانی که بازار وبلاگ داغ بود و کلی حاشیه از پشت هر پست میشد حدس زد رو میفهمم، ولی الان که دیگه کسی نمینویسه و دیگه حاشیه و قصهای پشت نوشتهها نیست رو درک نمیکنم. نمیدونم. لابد جالبه دیگه. |
|
Comments:
Post a Comment
|