آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, October 24, 2020 هر قدر زده باشم بیرون و پلهای پشت سرمو خراب کرده باشم که دست کسی بهم نرسه، هر قدر دوییده باشم تا از اون کابوس دور شم، هر قدر سختی کشیده باشم تا جایی گیر نیفتم تا اسیر نشم، هر قدر ولو از نفسافتاده راه اومده باشم، بازم یه جایی چشم باز میکنم میبینم گیر افتادهم. میبینم مجبورم وایستم پشت این خطه، پشت این نردههه، پشت این دره. هر کی زندان شخصی خودشو داره. من؟ من زندانی محافظهکاریمم. زندانی ترسمم. ترس از تغییر. ترس از شکست. ترس از ناقص بودن. ترس از به قدر کافی خوب نبودن. میخوام بگم هر قدر دوییده باشی واسه آزادی، باز یه جایی به خودت میای میبینی اسیری.
|
|
Comments:
Post a Comment
|