آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, January 9, 2021 چندتا از دوستام هستن که خیلی دلم میخواد باهاشون معاشرت کنم، بیکه باهاشون بخوابم. معالأسف بیشترشون اینجوریان که دوست دارن باهام معاشرت کنن، تا باهام بخوابن. غافل ازینکه خوابم نمیاد بابا. پ.ن. بر اساس مشاهداتم، جدیدنا، یه سری از آدما تو یه سن و یه مقطع خاص و نسبتاً مشابه از زندگی -جایگاه تثبیتشده و موفق و طبقهی اجتماعی شاخص- دیگه به اینکه طرف پارتنر داره یا متأهله یا تو رابطهست وقعی نمینهند. خیلی جالبه این موضوع. یکی دو سال اخیر همهمون راجع به این مقوله حرف میزدیم و هر کی اصول خودشو داشت و رأی اکثریت به مونوگامی بود. (علیرغم اینکه تا دو سه سال قبلش اکثرمون پلیگامیست بودیم) حالا اما، همون آدما، با همون وضعیت و شاخصههای قدیم، بیحرف و بیبحث خاصی، یکی یکی دارن برمیگردن به همونی که بود. به این که زندگی کوتاهه و همینیه که هست و تجربه بهشون ثابت کرده «یه نفر» همهی نیازهاتو برطرف نمیکنه و همینکه غالب نیازها و خواستههات تو رابطه تأمین بشه اون رابطه موفقه. ازش لذت ببر ولی خودتو قربانیش نکن. به رابطه لطمه نزن ولی از انسان بودنت با تمام معایب و مزایاش لذت ببر و زندگی رو تا ته زندگی کن. بعد نه که یکی دو نفر باشنها، نه؛ حداقل الان هفت نفر رو در این چند ماه اخیر با همین تغییر اپروچ دیدهم. عجیب و جالب و قابل تأمله. پ.ن.ن. تهِ جالب بودنش اینجاست که دیگه نمیشینین از ایدئولوژی و جهانبینی و اصولتون حرف بزنین با هم، یا چیزی بپرسین. طی یک توافق لیترالی «ناگفته»، دست به عمل میزنین. یه جور پراگماتیسم مورد توافق جمع که هرگز راجع بهش و راجع به قوانینش صحبت نشده. تنها قانون «ناگفته»ش اینه که ازش پیش هیچکسی حرف نزن. و وای که چه همه این توافق دستهجمعی، اینکه همه «ناگفته» این قانون رو رعایت میکنن بی هیچ حرف و حدیث و بی هیچ کنجکاوی خاصی، -کاملاً برعکس سالهای پولیگامی قدیم- جذابه برام. قیاس معالفارقش میشه راهپیمایی سکوت خرداد ۸۸. آیا تاریخ در این مقوله هم تکرار میشود؟ با ما باشید!
|
|
Comments:
Post a Comment
|