آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, November 26, 2021 شد ۲۴ ساعت. ۲۴ ساعت واقعی از یه زندگی زیپشده. هوم. بخوام واقعبین باشم، تقاطع دو دنیای موازیایم، که تهش گمونم فقط مهربونی باشه و بغل و معاشرت و سفر و خوش گذروندن و دوست داشتن. ازونا که بیاد بخزی تو بغلش پتو بندازین روتون شراب بخورین فیلم ببینین. همینم خوبهها، ولی اونجوری که من دلم میخواد چشاش برق نمیزنه. «یه جوری بگو آ انگار دوسم داری.» یه جوری تو بغلش فشارم نمیده که انگار دوسم داره. انگار داره ملاحظه میکنه هی. انگار روش نمیشه. یا شایدم همینقدره تنظیمات فشار بغلش، واسه من. عوضش حرف که میزنه قشنگه، و عوضش خوب بلده گوش بده. و عوضش خردهرفتارهام خردهاصطلاحهام خردهعلاقمندیهام تو ذهنش میمونه. و عوضش داره به سرعت یاد میگیره با ادبیات من باهام حرف بزنه. و یه جور بانمک اما معقولی از «لذا» و «به غایت» و «وقع نهادن» استفاده کنه. و عوضش یه جور خوشایندی داره یادم میگیره. و باهوشه دیگه. نرم و باهوش. مثل باقی میمها.
|
|
Comments:
Post a Comment
|