آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, July 4, 2024 به عکسهات نگاه میکنم. توی پروفایلت عکسهای me 2 رو دوباره ورق میزنم. به چشمهات نگاه میکنم که معمولاً قایمشون میکنی پشت عینک، نکنه کسی چیزی توشون ببینه که تو نخوای. به لباسهای خاکستری. به سایههای دورت. اونشب بهم گفتی من حواسم نیست که تو هم خودت بازیکردن بلدی. دروغهای سفید کمرنگ. گفتی نگران این نباشم که چیزی که از من میبینی واقعیت نداره. . واقعیت؟ واقعیت کدومه؟ این که تو الان اینجا نیستی یا هیچ جا نیستی یا این که الان لابهلای این جملههایی؟ هیچکدوم واقعی نیستن. هر کدوم بخشی از واقعیتن، نه تمامش. و هیچ کدوم به تمامی واقعی نیستن. این که بخوای لابهلای نوشتهها من رو رصد کنی یا بخوای از پشت عکسها پشت عینکها پشت سایهروشنها نگام کنی کار سختیه. تا جایی میتونی نگام کنی که خودم بهت اجازه میدم. که خودم پابلیش میکنم. باقیش تا هر وقت بخوام پنهانه. تو اون قسمتای تاریک عکسه بیکه کسی بدونه اونجا کی نشسته. اصلاً کسی نشسته یا نه. این همون بازیهست. اگه بخوای غرق بشی توش، غرق میشی. برنده بازندهای نداره این بازی. دورهمی یه مشت بازیکنه، تا وقتی بازی به راهه. . اعتیاد به داستان بدتره یا به داستانسرایی؟ اگه داستان من و تویی وجود داشته باشه به خاطر خود داستان نخواهد بود. جفتمون مریض تماشای داستان خودمونیم از دید شخص سوم. انگار نه انگار که این زندگی خودمونه، داستاننوشتن مهمتره. پروتاگونیست نابود شد؟ مهم نیست. داستانه اما قشنگ بود، نه؟ . به واقعیبودنت فکر میکنم. و به نبودنت. تا دیروز. |
|
Comments:
Post a Comment
|