آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, March 16, 2002
“...از وقتي اولين نامه را نوشتم.نامه اي كه نمي دانستم مفهومش چيست.نامه اي كه معنايش را تنها در چشمان تو مي يافت.من هيچ گاه بيش از سه جملهء اول اين نامه چيزي ننوشته ام:«هيچ باوري نداشتن.منتظر چيزي نبودن.اميد داشتن به آن كه روزي اتفاق بيفتد.»كلمه ها از زندگي ما عقب هستند.تو هميشه از آن چه من از تو انتظار داشتم جلوتر بودي.تو هميشه غير منتظره بودي.“
|
|
Comments:
Post a Comment
|