آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, November 24, 2002
يه وقتايی هست که گفتن يه حرف بدجوری رو دوش آدم سنگينی می کنه ... يه وقتايی هم هست که نگفتنش ... ولی هميشه انگار آخر بازی اينه که : سفيدی ها را خودت بخوان ...
يه وقتايی هست که آدم از شنيدن يه حرف خيلی شرمنده می شه ... يه وقتايی هم هست که از نشنيدنش ... ولی هميشه انگار آخر بازی اينه که : نا گفته ها را خودت بشنو ... يه وقتايی هست که می خوای بگی ... يه وقتايی هست که می خوای بشنوی ... اما دست روزگار ، بازی ديگه ای تو آستين داره ... پس تسليم شو و بگذر ... بگذر تا زندگی هم بگذره ... فقط يه چيز رو فراموش نکن ... با لحظه ها بازی نکن ... دم رو غنيمت بدون ... همين . |
|
Comments:
Post a Comment
|