آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, March 20, 2003
از وبلاگ مردی که لب نداشت :
آفتاب را در فراسوي افق پنداشته بودم . به جز عزيمت نابه هنگامم گريزي نبود چنين انگاشته بودم . آيدا فسخ عزيمت جاودانه بود . ××××× جالبه بلاخره معني پيدا كرد . و بعد از 4-5 سال بلاخره فهميدم كه من هم آيدا نيستم . آيدا يك تلنگره ، براي اينكه بفهمي كه خورشيد در فراسوي افق نيست ، براي اينكه از عزيمت هاي نا به هنگام براي يافتنش در فراسوي افق دست بكشي . براي اينكه بشيني و دست از سفر بكشي و آيدا وسيلهء اين كاره . ميان خورشيد هاي هميشه زيبايي تو لنگريست .... |
|
Comments:
Post a Comment
|