آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, February 17, 2005
لعنتی
اين عشق ِ بی آخر و عاقبت اين عشق ِ بی در و پيکر اين عشق ِ به اين گندگی آخرش منو می ترکونه که باردارم پوستم داره از حجم دوست داشتنت ترک می خوره داره توی من يه موجود عجيب و غريب شکل می گيره جنين عشقه اين که توی من ريشه می دوونه و همه ی تار و پود درونم رو به بند می کشه يه نطفه ی عشق توی دل من داره خونه می کنه يک نطفه که مولود عشقه مولود ِ يه عشق سال خورده که شده مثل يک شراب کهنه توی دل ِ من ِ هميشه عاشق پوووووفففف می دونی چه جذری می شه از عشق؟ و من من ِ هميشه عاشق ِ اينک باردار عاشق ِ جنين عشق کهنه ام می شم و عشق به عاشقانه ترين توان در عشق تکثير می شه .. |
|
Comments:
Post a Comment
|