آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, March 10, 2007
در راستای سرينا و سوشی خوری مبسوطی در حد ترکيدگی:
سينی غذا به پردهی نقاشی زيبايی شباهت دارد. چارچوبی که بر زمينهای تيره، اشيايی گوناگون را بر خود جای داده است: کاسهها، جعبهها، زيرفنجانیها، چوبکها، غذايی کممقدار، اندکی زنجبيل خاکستری، چند تکه گياه نارنجی و قدری سس قهوهای رنگ. .. غذاهای ژاپنی کمتر آشپزی میشوند و بيشتر به صورتی طبيعی به سر ميز میآيند: تنها عملی که انجام میشود، خرد کردنشان است. به همين دليل میتوان از مشخصهی زنده بودن آن سخن گفت. .. در نزد ما يک سوپ رقيق، غذايی فقيرانه به حساب میآيد؛ اما اينجا، در ژاپن، سبکی اين سوپ، جاری بودنش مثل آب، ذرهای سويا يا اندکی لوبيا که در آن جا به جا میشود، چند تکهی جامد شناور، پرهای علف، رشتهای سبزی، و يا قطعهای ماهی که کميت اندکش را تقسيم میکنند؛ همه و همه پندارهی تراکمی شفاف، غذايی بیچربی، اکسيری خالص و آرامشبخش را پديد میآورند: چيزی آبگونه؛ چيزی به ظرافت دريايی که انديشهی چشمه را در ما زنده میکند؛ چيزی با حياتی ژرف. .. چوبکها هرگز غذا را سوراخ نمیکنند، نمیبُرند، شکاف نمیدهند يا زخمی بر آن نمیزنند، بلکه تنها بلندش میکنند، میچرخانند و جابهجايش میکنند. در حقيقت، غذا هرگز فشاری بيش از آنچه برای بلند کردن و جابهجاشدنش لازم است، تحمل نمیکند؛ در حرکت چوبک رفتاری مادرگونه وجود دارد: يک فشار، و نه يک ضربه. چوبکها هرگز با غذا به خشونت رفتار نمیکنند. از بريدن، به سيخ کشيدن، ناقص کردن، سوراخ کردن سر میپيچند و به گونهای زيبا غذا را بر خود میرانند. .. اگر میبينيم که آشپزی ژاپنی هميشه پيش روی آن کس که قصد خوردن دارد انجام میشود، شايد به اين دليل باشد که لازم است با برپا کردن يک نمايش، مرگ آنچه را که بر سکوی افتخار مینشانيم، تقديس کنيم. "امپراتوری نشانهها -- رولان بارت" |
بعد هم که ززرشک!
به ویژگیهای آبگوشت دقت کن:
دیزی و پیازی که به طبیعی ترین شکل ممکن و کاملا سازگار با استانداردهای محیط زیست با مشت خورد میشود ، نانی که تنها عملی که بر روی آن انجام میشود تیلیت(املا رو بیخیال مفهومو بچسب) شدن است. و در نهایت ذره ای گوشت، چند تکه جامد که اینجا و آنجاشناور است . و تکه های چربی: انفجار زرد در محیط قرمز و آب که اندیشه حیاتی ژرف را در ذهن ما بیدار میکند و یک هورت عمیق.
***
حرکت ظریف و هنرمندانه دست به مثابه طغیان انسان پست مدرن بر علیه نمادهای سلطه ، و چپانیدن لقمه ای سه برابر حجم دهان در گلو ، تصویر فریاد فروبلعیده انسان مدرن.
***
آبگوشت هرگز سوراخ نمیشود ، به سیخ کشیده نمیشود (چون اصولا به سیخ کشیدن مایعات کاری ست دشوار) و طبیعتا سرخ هم نمیشود، بلکه تنها هورت کشیده میشود. در حرکت لقمه رفتاری پدرگونه وجود دارد: فشار!
پادشاهی گلواژه ها - علیرضا دفتر سپيد
(بعنوان تمرین میتوان یک متن پست مدرن هم در توصیف کله پاچه نوشت ، سرشار از نماد است بی پیر!)