آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, May 19, 2007
به نام میخوانیم
بیتاب میشوم آنقدر تشنه نگاهت میدارم تا روزهات را در من افطار کنی سرب مذاب میشوم در دستانت تا به هيات آغوشت درآيم تا تو را در هُرم تنم شعلهور کنم ... های عشق های عشق باز از تو آبستن حادثهای تازهام لاجِرمی ديگر |
|
Comments:
i like the way u play with the words!
Post a Comment
|