آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, June 16, 2007
ديدی بعضی خونهها زندهن؟
يعنی چی نداره که. يعنی که مثلا وقتی ساعت دوازده و نيم-يک ظهر از تو يه کوچهای رد میشی، میبينی داره از بعضياشون بوی غذا مياد. اين يعنی که اون خونههه زندهست. تو رگهای تنش زندگی جريان داره. يا وقتی نُه شب خسته و مونده برمیگردی خونه و به جای آسانسور با پله ميای بالا، از توی هر واحدی يه بويی مياد. بعد تو دلت میگی «خوش به حالشون که». بعد میرسی جلو در خونهتون و میبينی خونهی شما مُرده. نه تنها بو نداره، که نور و صدا هم نداره. بعد اينجوری میشه که لباس درنياورده زنگ میزنی يه پرس باقالیپلوی فرد اعلا با ماهيچه بيارن برات و تا برسه میری دوش میگيری و ایميلاتو چک میکنی میبينی آقا اينفوهه جواب داده کلی شاد میشی و تو همين فاصله آقای باقالیپلو در میزنه يورتمه میری لباس تنت کنی که گونيا چل و پنج درجههه عمودی میره تو کف پات و همچين بفهمی نفهمی کف اتاق و راهرو و هال جای پای قرمزت میمونه، که البته و صد البته به غذاهه و فيلم همراهش میارزه بسی. دوستمش بود Das Leben der Anderen رو، زيادتا. |
|
Comments:
Post a Comment
|