آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, September 20, 2007
يه وقتايی انگار که وسط زمستون پر از برف، لای پنجره باز مونده باشه، سوز سرما از يه درز باريک مياد توی تنت و استخونات يخ میزنن. میشی يه ملکهی برفی قنديل بسته. يه اينجور وقتايی بايد بغلت کنه، با يه هاااااا ی گرم و طولانی، تا دوباره يخ تنت باز شه، تا دوباره خون گرم تو رگهات به جريان بيفته. يه وقتايی اينجورياست.
|
|
Comments:
فکر کنم فقط یک نهنگ می تونه از پس همچین های گرم و طولانی ای بر بیاد.
عجب.
Post a Comment
|