آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, October 14, 2007
در باب اتوبوس جهانگردی همين بس که يه هو به سرمون بزنه بريم شهرکتاب باهنر دنبال اون کتابه و بعدش دوباره به سرمون بزنه بريم اميد، هويجبستنی و آب انار و پسر عمههه که همهش تازه دو روزه اومده ايران تو ماشين ديناتا بذاره با صدای بلند و البته واضح و مبرهنه کسی جز من تو سلکشنش ديناتا نمیذاره، بنابراين سرنشين هر ماشين ديناتا-داری يا منم يا کسی که نسبتی با من داره و اينا!
منم که اصلن عادت ندارم نگاه کنم به سرنشينهای ماشين بغلی يا پشت سری! حالا اينکه چرا همه يه هو ساعت نه شب بايد تو نياوران باشن رو ديگه من نمیدونم! |
این اگر به ساعت 9 ربط داشته باشد به نیاوران اصلا ندارد